دوربینِ دیشب، وقتی تصویر خبرنگاری که از تسلیم شدنِ محمدعلی نجفی حرف می زد را ضبط می کرد و در پس زمینه کادر اجازه می داد شاهد صحنه چای خوردنِ مردِ تسلیم شده باشیم، یکی از ترسناک ترین و تکان دهنده ترین
امسال کنکور شرکت کردم، برخلافِ تمام سالهای گذشته با میل، رغبت و علاقه؛ بدون هیچ حسِ اجباری و بدونِ ترس از نتیجه. درس خواندم و روزِ کنکور با علاقه و شوق سرِ جلسه رفتم، بعد از کنکور هم برای اولین بار در
کنکاشی در عکس اخیرِ رائفی پور، جبرائیلی و یامین پورسوم: می خواهم از آخرِ ماجرا شروع کنم، از دو اصطلاحِ «خرحزب الهی» و «سگ سکولار» که در پیِ تصویرِ «آبگوشت, خورانِ» «یامین پور»، «رائفی پور» و «جبرائیلی»